صفحه اصلی درباره ما::ارتباط با ما
.
 
Skip Navigation Links
.
ليله القدر خير من الف شهر
متن مقاله

سينماي آمريکا؛ گرفتار در تارهاي عنکبوتي صهيونيسم
نویسنده: عليرضا تاجريان
مترجم:
ارسال کننده: عليرضا تاجريان
22 بهمن 1387

 

اشاره: اخيراً حضور يک هنرپيشه زن ايراني در سينماي هاليوود خبرساز شد! اين خبر در حالي انعکاس يافت که از مدتها پيش احتمال حضور اين هنرپيشه زن ايراني در فيلم «مجموعه دروغ ها» هاليوود مي رفت اما متاسفانه با عدم واکنش مناسب از سوي مسئولين فرهنگي و هنري، اين احتمال به واقعيت پيوست تا سينماي هاليوود در رسيدن به اهداف صهيونيستي خود در قبال ايران يک گام به جلو، بردارد.

امروزه کمپاني هاي فيلم سازي آمريکا، ماهيتي فراتر از يک سينماي هنري دارند و درخدمت اهداف سرمايه داران و سياستمداران غربي بخصوص ايالات متحده آمريكا و رژيم صهيونيستي هستند و بسياري از کارشناسان و منتقدان امور فرهنگي معتقدند سينماي آمريکا تهاجم فرهنگي را از سوي صهيونيسم در دستور کار خويش دارد و همين امر ذهن مسئولان فرهنگي کشورهاي مختلف جهان را به خود مشغول ساخته است.

سينماي هاليوود با ساخت فيلم «300» که در آن بر اساس روايتهاي غيرواقعي، تحريف شده و مغرضانه از تاريخ، فرهنگ و تمدن ملت ايران را مورد تحقير و تمسخر قرار داد، نشان داد که قصد دارد چهره ايران و ايرانيان را نزد جهانيان تخريب و سياستهاي جنگ طلبانه كاخ سفيد و رژيم صهيونيستي را در قبال ايران توجيه كند.

در اين نوشتار برآنيم تا با نگاه به برخي از فيلم هاي سينماي آمريکا، از چگونگي نفوذ صهيونيستم در سينماي هاليوود و اهداف صهيونيستي فيلم هاي توليدي اين کمپاني سينمايي پرده برداريم.  

چگونه صهيونيستم در سينماي آمريکا نفوذ کرد؟ 

لويي ماير، ساموئل گلدوين، برادران وارنر، و اروينك برلين از جمله سرمايه داران يهودي بودند که در عرصه سينما پا به خاک قاره آمريکا گذاشتند و در ابتدا با گسترش سالن هاي سينما به توليد فيلم پرداختند و در ادامه توانستند با تلاش فراوان، انحصار فيلمسازي را كه متعلق به اديسون و ساحل شرقي بود لغو كردند و در ساحل غربي، هاليوود را بنيان گذاردند.

نفوذ صهيونيست هاي مهاجر به عرصه سينماي آمريکا، با استفاده ابزاري از زنان، موضوعات غيراخلاقي، خشونت و ترويج خرافات و جادو در فيلم هاي توليدي باعث گرديد تهيه کنندگان يهودي حاکم مطلق سينماي آمريکا گردند.

صهيونيست از انواع و اقسام روشها براي چنگ انداختن بيشتر به حوزه سينماي آمريکا استفاده كردند آنها با برنامه اي حساب شده، خود را مشتاق فراموش كردن ريشه هاي تاريخي خويش و ادغام در جامعه آمريكا نشان مي دادند؛ «لويي ماير» كه مي گفت روز تولد واقعي اش را نمي داند، جشن تولد خود را در روز چهارم ژوئيه (روز استقلال آمريكا) گرفت و خود را يك يانكي نمونه به مردم معرفي كرد. «اروينك برلين» نيز با ساخت موسيقي فيلم و سرودهاي ملي و ميهني آمريكايي، از آيزنهاور جايزه مخصوص دريافت كرد.

 اما نقطه عطف حضور صهيونيست ها در عرصه سينماي آمريکا، روي كار آمدن نازي ها در آلمان و شروع جنگ جهاني بود، چراكه از آن پس تاكنون اين قوم با مطرح كردن موضوع كشته شدن يهوديان در جنگ جهاني دوم و دادرسي دادگاه نورنبرك و HOLOCOST (كوره هاي آدم سوزي نازيان) توانسته اند درعرصه سينما فعاليت بسيار زيادي داشته باشند چراكه جنايات هيتلر نسبت به نوع بشر و از جمله يهوديان و تنفري كه وي به ساير نژادها جز ژرمن داشت، بهترين زمينه را براي پيشبرد اهداف صهيونيسم فراهم كرد.

فيلم هايي که در آن، تبليغ صهيونيسم بوضوح به چشم مي خورد

يکي از فيلم هاي سينمايي هاليوود که در آن به طور پنهان به تبليغ صهيونيستم پرداخته مي شود، فيلم سينمايي «فهرست شيندلر» ساخته «استيون اسپيلبرك» است. در زماني كه چهره زشت و منفي رژيم صهيونيستي روز به روز براي جهانيان آشكارتر مي شد، «استيون اسپيلبرك»  وظيفه محق جلوه دادن و منصفانه بودن تاسيس يك دولت صهيونيستي را به عهده داشت البته ساخته شدن چنين فيلمي يك اتفاق ساده هنري يا امري تصادفي نبود، بلكه وظيفه اصلي آن برانگيختن حس همدردي و احساسات تماشاگران با صهيونيستها بود تماشاگران با ديدن شكنجه هاي جسمي و روحي يهوديان در اردوگاههاي نازي، تحت تاثير شديد قرارمي گرفتند و از روي احساسات كاذب و نه عقل به قضاوت مي نشستند.

«فهرست شيندلر» بي شك ازجمله فيلمهايي بود كه براي كاهش جو ضد صهيونيستي كه در دهه نود در اروپا و حتي آمريكا شدت يافته بود، ساخته شد تا از اين طريق تماشاگران را نسبت به جنايات و مظالم رژيم صهيونيستي در حق مردم مظلوم فلسطين، بي توجه کند.

فيلم « فهرست شيندلر » با روشنايي شمعي در تاريکي و مراسم دعاي يهوديان شروع مي شود . مشخصات فيلم همراه با حرکت قطاري که مهاجران را حمل مي کند ، نوشته مي شود. شيندلر ، فردي خوشگذران و پرقدرت است. او عضو حزب ناسيونال سوسياليسم آلمان است و يهوديان را براي منافع اقتصادي خود قرباني مي کند. شيندلر با افسران «اس اس» همکاري مي کند و در کشتار يهوديان، تصميم گيريها برعهده اوست. درکنار او، شخصيتهاي ديگري نيز قرار دارند که درعين وفاداري به آرمانهاي نازيها، بر کشته شدگان دل مي سوزانند. فيلم درنهايت با بزرگداشت شيندلر و تلاشهاي او درجهت حفظ جان عده اي از يهوديان پايان مي پذيرد.

حمايت سنديکاي صهيونيستهاي آمريکا از اسپيلبرگ به تقدير و تشکر رسمي و اعطاي هفت جايزه اسکار محدود نشد، بلکه اين امر ابعاد اقتصادي گسترده اي نيز يافت. بطوري که بانک صهيونيستي چيس مانهاتان تسهيلاتي به مبلغ 3 ميليارد دلار براي کمک به کمپاني اسپيلبرگ درنظر گرفت. مدتي بعد در سال 1995، جمعيت صهيونيستهاي آمريکا با صدور بيانيه اي از تمام کمپانيهاي بزرگ يهودي خواست تا اسپيلبرگ را براي خدمت به اهداف قوم خود مورد حمايت مادي و معنوي قرار دهند. اين کارگردان با پشتوانه اين ارقام نجومي توانست نامش را براي اولين بار در فهرست ثروتمندترين ستارگان هاليوود ثبت کند.

پس از اکران فيلم « فهرست شيندلر » ، سران رژيم غاصب صهيونيستي تصميم گرفتند يک کميته عالي سينمايي به منظور ساختن فيلمهاي تبليغاتي تشکيل دهند. رياست اين کميته برعهده « عزر وايزمن » رئيس جمهور وقت رژيم صهيونيستي بود. نخست وزير، نمايندگان موساد و سران کمپاني هاي کانن و آي . تي . وي و اسپيلبرگ اعضاي اين کميته بودند.

از ديگر توليدات هاليوود كه براساس انديشه هاي صهيونيستي و با ظرافت تمام ساخته شده است، مجموعه فيلم «تنها در خانه» است كه كودكي تنها را در هجوم دشمنان به تصوير مي كشد اين كودك با زيركي خاص بر دشمنان پيروز مي شود و آنها را به سختي مجازات مي كند با نگاهي ساده به مضامين اين فيلمها، ردپاي جنگ هاي اعراب و اسرائيل و شكست اعراب در اغلب اين جنگ ها را مي توان ديد در اين مجموعه ها دشمنان كودك كه نمادي از نژاد برتر است، افرادي احمق و كودن معرفي مي شوند كه راهيابي به خانه امن و سرزمين موعود برايشان غيرممكن است.

در فيلم « ماتريکس » كه در سال 1999 توسط برادران ووچوفسکي ساخته شد، انسان آينده به ماشين تبديل شده و بي هويت است و تمام زندگي او به يک کامپيوتر مرکزي وابسته است كه همه امور زندگي و افکار او در آن کنترل مي شود. در اين فيلم، تنها مدينه فاضله دنيا و راه نجات انسانها، شهر زايان (صهيون) ترسيم مي شود كه در زيرزمين قرار دارد. اين شهر كه پر از استعاره هاي صهيونيستي است، نمادي از معبد سليمان است كه صهيونيستها معتقدند زير مسجد الاقصي بوده است. در اين معبد نمادين، نمادهاي ديگري از يهوديت باستاني ازجمله شوراي سنهدرين بازسازي شده است. در اين فيلم، آينده جهان، در گروي ظهور مسيح قوم يهود است. او به جاي اينكه يك پيامبر الهي باشد يك تكنيسين كامپيوتري است. وي هيچ اعتقادي به دين و خدا ندارد و تنها با اتكاء به اراده بشري خويش جهان را نجات مي دهد. فيلم ماتريكس با هزينه ميلياردها دلار توسط هاليوود ساخته و برنده 4 جايزه اسكار شد. دراين فيلم، نقش صهيونيستها در جهان، محوري و نجات دهنده ترسيم مي شود.

در يکي ديگر از محصولات هاليوود، با نام « آرماگدون» که به مسيح و منجي اشاره دارد، تکنيسين ها و کمپاني هاي نفتي آمريکا به نجات زمين مي آيند و كشورهاي اسلامي در اوج عقب ماندگي، چشم انتظار کمک ايالات متحده هستند. فيلم آرماگدون که به خوبي تفکرات کاپيتاليستي سردمداران آمريکا را به نمايش مي گذارد، با توجه به نظريه تافلر مبني بر نياز به برتري فناوري براي سيادت بر جهان ساخته شده است.

كمپاني «والت ديزني» از ابتدا تاكنون توسط لابي هاي صهيونيست اداره و تامين شده است و نگاه صهيونيستي حاكم برآثار والت ديزني، بعضا به توليد انيميشن ها و فيلمهاي تاريخي درباره زندگي انبياي الهي منجر شده كه سه فيلم كشتي نوح، زندگي حضرت موسي (ع) و زندگي حضرت يوسف (ع) از آن جمله است. در تمامي اين آثار كه براساس قصص تورات و روايات تحريف شده اي از زندگي اين انبياي بزرگ ارائه شده، شأن و منزلت اين بزرگمردان در ذهن مخاطب مخدوش مي شود چنانكه در اين فيلمها بر مسائل مادي و جدايي دين از دنيا تاكيد مي شود.

جالب توجه آنكه در برخي از اين آثار، شخصيت هاي اصلي انيميشن با صداي مشهورترين ستارگان سينمايي سخن مي گويند كه طرفدار صهيونيستها هستند؛ به عنوان مثال در انيميشن پرنس مصر كه روايتگر زندگي حضرت موسي (ع) است، وال كليمر به جاي موسي (ع)،ميشل فايفر به جاي همسر و ساندرا بولاك به جاي خواهر او صحبت مي كند.

به اين ترتيب سينماي غرب با نگاهي يک سويه و تحريف شده، به بيان زندگي شخصيتهاي بزرگي مي پردازد که براي نجات بشريت آمده اند. اين روايات که اغلب با حقيقت فاصله دارند، در نهايت، برتري يک قوم و يا يک دين را القاء مي كنند. اين نكته حتي در غالب فيلمهاي ساخته شده درباره زندگي مسيح (ع) نيز به چشم مي خورد و اين بخاطر نفوذ صهيونيستها در سينماي امروز هاليوود و سرمايه گذاري کلان آنها در صنعت سينما است. ازهمين رو، اين وسيله ارتباطي براي آنان اهميت فراواني دارد و از آن، درجهت تبليغ انديشه هاي صهيونيستي استفاده مي كنند.

نگاهي به سينماي هاليوود بعد از سال 2000

سينماي هاليوود در لايه هاي زيرين محصولات خود ، اين نکته را به مخاطبان القاء مي کند كه هرکس قدرت بيشتري دارد، آينده جهان را در دست مي گيرد. اين طرز فکر از اواسط قرن بيستم در هاليوود کارکرد ويژه اي داشته است. درجريان جنگ جهاني دوم، هاليوود درصدد بود كه مردم را براي ورود ايالات متحده به صحنه نبرد، توجيه كند. در همين رابطه پس از شروع جنگ، براي ترويج فرهنگ نظامي گري دو فيلم ساخته شد. يکي به نام «چرا مي جنگيم» و ديگري به نام «کازابلانکا» . در مجموعه اول، کارگردانان هاليوود ازجمله فرانک کاپرا از سوي پنتاگون مأموريت يافتند كه اين مستند را بسازند و در آن جنايتهاي دو قدرت آلمان نازي و ژاپن را برجسته کنند. دراين راستا انواع يهود آزاري، شکنجه ها و خشونتها، با بودجه عظيم آمريکا و سينماي هاليوود به تصوير کشيده شد. اين فيلم براي ايالات متحده نتيجه بخش بود، چراکه مردم در آخر اين مجموعه، به اين نتيجه رسيدند که اگر در جنگ به نفع كشورشان شرکت نکنند، در چنگال ژاپن يا آلمان گرفتار خواهند شد. اما پس از جنگ، شرايط جهان تغيير كرد و درپي آن، هاليوود نيز در شيوه هاي خود، دگرگونيهاي ايجاد كرد.

بعد از سال 2000، در فيلمهاي ساخته شده توسط هاليوود، تلفيقي از نظريات تافلر، فوكوياما و هانتينگتون است كه به يك کليشه مشترک رسيده است. در اين گونه فيلمها، مرتباً يک خطر جدي براي کره زمين و تمام موجودات آن پيش مي آيد و ارتش و نيروي نظامي آمريکا در اکثر مواقع با اتکاء به قدرت خود، زمين را نجات مي دهند.

به لحاظ آماري، هنر سينما، مهمترين وسائلي است كه هجوم فرهنگي آمريکا به کشورهاي ديگر را تسهيل مي كنند. عرضه فيلمهاي آمريکايي و برنامه هاي تلويزيوني اين کشور به ديگر کشورها، از سال 2000 با رشد 22 درصدي همراه بوده و صد فيلم برتر سال جهان، معمولا محصول هاليوود هستند.

بعد از سال 2000 ، سير تبليغاتي هاليوود، مدل جديدتري به خود گرفت و آمريکا طبق نظريه دهکده جهاني مک لوهان و نظريات تافلر و فوکوياما برآن شد كه خود را در افکار عمومي، به نوعي ناجي زمين، مسيح آخرالزمان و نجات بخش بشريت معرفي کند. لذا سياستهاي جديدي براي هاليوود در نظر گرفته شد. براساس آن، هاليوود بايد دو هدف را دنبال مي كرد. يکي اينکه تصويري از شيطان ارائه دهد كه براي نابودي کل جهان و تمامي اهل زمين خطر آفرين است. ديگر آنكه دربرابر اين شيطان، مي بايست يك ناجي را معرفي نمايد. در فيلمهاي هاليوود، اين نجات دهنده زمين که به نوعي پدر معنوي انسانها نيز معرفي مي شود، يک آمريکايي يا يك يهودي است.

هولوکاست در سينماي هاليوود

هولوكاست به سه شيوه در دنياي تصوير و سينماي آمريکا بخصوص در هاليوود مطرح شده است؛ نخستين تصاوير هولوکاست که به مردم جهان نشان داده شد، بصورت فيلمهاي خبري بود. اين فيلمها شامل تصاويري از شدايد و مصائب بيرحمانه اردوگاههاي کار اجباري بود که ظاهرا از آرشيو نازيها استخراج شده بود. فيلمها، تصاوير هزاران جسد و گروههايي از زندانيان را که از فرط لاغري به شکل اسکلت درآمده بودند، نشان مي داد. در تصاوير ديگر، قطارهاي انباشته از افراد تبعيدي با چهره هاي خسته و تکيده و بدون آب و غذا نشان داده مي شد.

هدف از نشان دادن اين فيلمها به مردم، تبليغ درباره رنج قوم يهود، ناامني آنها، فقدان حقوق اجتماعي و کشتار آنها بود. اين امر پس از جنگ جهاني دوم، نقش زيادي را در برنامه هاي تبليغاتي صهيونيسم جهاني و اشغالگران فلسطين داشت. پرداخت غرامت از سوي دولت آلمان به يهوديان نيز به اين گفته ها، مهر تأييد زد.

پس از گزارشهاي خبري، فيلمهاي مستندي ساخته شد که در آن طي کندوکاو در اردوگاهها، با برخي بازماندگان و يا سربازان حاضر در آن مکانها صحبت مي کردند و همه به نوعي هولوکاست را مطرح مي کردند. آمريکايي ها در بسياري از اين فيلمها، نقش منجي ملت يهود را بازي مي کردند.

در اواخر دهه چهل ميلادي، فيلمهاي سينمايي ساخت هاليوود نيز به اين مسير وارد شدند و حتي در برخي فيلمهاي غيرجنگي نيز به اين موضوع اشاره شد. فيلم « آتش متقابل» که در سال 1947 ساخته شد، داستان کشته شدن مشکوک يک يهودي در يکي از هتلهاي شهر نيويورک است. در اين ماجرا، سه سرباز مورد سوء ظن قرار مي گيرند. در پايان هم مشخص مي شود که اين جنايت بدون هدف و با جهل تمام صورت گرفته است نكته جالب اينست كه در كتابي كه فيلمنامه براساس آن نوشته شده، دين شخص مقتول مشخص نيست، ولي در فيلم بر يهودي بودن او تاكيد مي شود. به اين ترتيب نوعي مظلوم نمايي دراين فيلم به چشم مي خورد.

فيلم جنجال برانگيز ديگري نيز در اين سال ساخته شد که « قول مردانه» نام دارد و « اليا کازان» (Elia Kazan ) آن را ساخته است. در اين فيلم يک روزنامه نگار قصد دارد با نوشتن رشته مقاله هايي، جريان يهود ستيزي را ريشه يابي كند، ولي در راه يافتن به عمق ماجرا ناموفق است. فيلم با اين گفتار به پايان مي رسد که يهود ستيزي برابر با ضد آمريکايي بودن است.

فيلم «پيانيست» ساخته «رومن پولانسكي» محصول 1992 آمريکا و روايتي ديگر از هولوكاست است. فيلم بر محور زندگي يک نوازنده پيانو در ايستگاه راديويي ورشو و خانواده او دور مي زند. زندگي معمولي آنها با شروع جنگ دگرگون مي شود. تحقير و آزار و اذيت آنان به جرم مذهبشان افزايش مي يابد و سرانجام به گتو (محل محصوري چون پادگان نظامي= اردوگاه ) منتقل مي شوند. او به همراه هزاران نفر ديگر چند سال در آنجا مي ماند، به دفعات مي گريزد، ولي دوباره او را پيدا مي کنند. وي مدتي طولاني در خرابه اي مخفي شده و تا رسيدن نيروهاي متفقين خود را با فلاکت و بدبختي زنده نگه مي دارد.

در سراسر فيلم پيانيست که شامل تمام سالهاي جنگ جهاني دوم است ، بصورت اغراق آميزي حتي يک نفر لهستاني غيريهودي کشته نمي شود. در اين فيلم، همچنين برخلاف واقعيت، يهوديان آمريکا، تبديل به ناجي هاي قهرمان مي شوند. درحاليكه در زمان جنگ، آمريكائيها مرزهاي خود را بر روي مهاجران اروپاي شرقي بسته بودند كه آنها يا بميرند و يا به فلسطين بروند.

يکي ديگر از نکات مهم فيلم پيانيست، متهم کردن کليسا به همکاري با فاشيسم است. در حرکتي زيرکانه، صحنه هاي شادي آلمانها، همه در روزهاي اول سال نو مسيحي و يا در اماکن مذهبي آنها رخ مي دهد.

« زندگي زيباست » فيلمي ديگر درباره كشتار و آزار يهوديان در طول جنگ جهاني دوم است كه اين بار «روبرتو بنيني» با طنز ويژه ايتاليايي ها به تحريف تاريخ دست مي زند. شخصيت اصلي فيلم «گوئيدو» است كه پس از ترك روستاي زادگاهش به شهر مي آيد و در آنجا ازدواج مي كند. با شروع جنگ جهاني دوم، او و پسرش به بهانه يهودي بودن بازداشت مي شوند. اما همسرش كه يهودي نيست به خاطر علاقه به آنان، داوطلبانه به اردوگاه مي رود. پس از چندي، گوئيدو به اتهام تلاش براي فراري دادن پسرش تيرباران مي شود. پس از اعدام او، سربازان آمريكايي سر مي رسند، پسر او را نجات داده و به مادرش مي رسانند.

سه جايزه اسكار در سال 1998 و جايزه بزرگ هيئت داوران جشنواره كن براي فيلم « زندگي زيباست» از آن جهت بحث برانگيز است كه دامنه فيلمسازي صهيونيسم بين المللي از هاليوود و اروپاي شرق ، به ايتاليا نيز گسترش يافته است.

نکته پاياني: از آنچه گفتيم چنين بر مي آيد که کمپاني هاي بزرگ فيلم سازي سينماي آمريکا قصد دارند با ساخت فيلم هايي با مضامين خاص، به نوعي براي صهيونيسم تاريخ سازي کنند و در اين مسير، جنايات رژيم صهيونيستي در سرزمين هاي اشغالي را توجيه کنند و به آن مشروعيت بخشند حال اين نکته مهم پديدار مي گردد چرا با وجود اهداف صهيونيستي سينماي هاليوود، يک هنرپيشه زن ايراني حاضر به ايفاي نقش در فيلم «مجموعه دروغ ها» مي شود؟ آيا اين زنگ خطري براي سينماي ايران و مسئولين امر نيست؟!

 


نام نظردهنده:
پست الکترونیک:
متن نظر: *
نظرات شما:
1

سایر مقاله های ارسالی:
26 مرداد 1389 انديشه قرار با خدا
26 مرداد 1389 فرهنگي سلام بر رمضان، ماه ميهماني خدا
6 مرداد 1389 فرهنگي واقعي/ ملاقات با تشنه راه حقيقت در قطار تهران- مشهد
20 تير 1389 اجتماعي معادلات عشق/ با چه کسي زندگي کنيم؟
12 خرداد 1389 اجتماعي داستاني بسيار زيبا از رويش يک عشق/ دختري با يک گل سرخ
14 ارديبهشت 1389 علمي آموزش خبرنگاري/ سبكهاي خبري نويسي
7 فروردين 1389 فرهنگي آداب و رسوم نــوروز در ايران زمين
9 اسفند 1388 سياسي خاطرات ديگران از ويژگيهاي شخصي حضرت امام خميني (ره)
26 بهمن 1388 خواندني ها تا عمل نکنيم، رعد و برقي نداريم/ تا نباريم، سيل جاري نمي سازيم
7 بهمن 1388 فرهنگي هفت حکايت، هفت پند
6 اسفند 1387 فرهنگي جلوه هايي از حقيقت وجودي پيامبر اعظم (ص) در قرآن کريم و نهج البلاغه
22 بهمن 1387 سياسي چرا خاتمي زودتر از ميرحسين موسوي آمد؟!
22 بهمن 1387 اجتماعي حجاب؛ حريم عفاف و پاکدامني
22 بهمن 1387 فرهنگي خداشناسي از راه تفکر در جلوه هاي آفرينش
22 بهمن 1387 علمي انرژي هسته اي گزينه اي مناسب براي تامين انرژي جهان
22 بهمن 1387 ورزشي پهلوانان نمي ميرند// اخلاق پهلواني در ورزش
22 بهمن 1387 فرهنگي نماز؛ زيباترين شکل راز و نياز انسان با خدا
22 بهمن 1387 فناوري اطلاعات اينترنت؛ سکه اي با دو روي کاملاً متفاوت
22 بهمن 1387 سياسي بازي انتخاباتي اصلاح طلبان با رسانه هاي اصولگرا
16 بهمن 1387 سياسي رازهاي موفقيت حضرت امام خميني (ره) از نگاه مقام معظم رهبري
1 2 3 4 5 6
Copyright © 2004-2008 Arya Youth Analysts Clup, All rights reserved.